فرزانه درویشی پنجشنبه 25 مرداد 1397 11:33 ب.ظ نظرات ()

یاد آن روزی که تختی و حیاطی داشتیم

قُل قُل قوری و قلیان و بساطی داشتیم


عطر آویشن، ردیف استکان های بلور

زندگی شیرین تر از چای نباتی داشتیم


مادری فیروزه تر از آسمان مخملی

سایه ی مهر پدر، ظهر صلاتی داشتیم


خانه ای گرچه کلنگی خالی از اندوه و غم

باخبر از حال هم شور و نشاطی داشتیم


نم نم چنگ و رباب و گلنراقی و قمر

هر شب جمعه که میشد سور و ساتی داشتیم


نرده های غرق پیچک، پله پله اطلسی

گام پاورچین و غرق احتیاطی داشتیم


شرشر فواره روی رقص ماهی های حوض

شور و شوق و خاطر پُر انبساطی داشتیم


ساده مثل آفتاب آمده از پشت کوه

بی خجالت لهجه ی اهل دهاتی داشتیم


حافظ از شاخه نباتش، سعدی از سیمین تنش..

فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتی داشتیم


کارگردان! آنهمه عشق و صفا یادش بخیر

آخر ِ آن روزها ای کاش کاتی داشتیم


عکس ما را قاب کن هرچند با گرد و غبار

تا که خوشبختی بداند خاطراتی داشتیم


شهراد میدری